خرید بک لینک

فروغ شهادت آیةالله سعادت پرور (ره)، ص: ۵

تصاویر علما

مقدمه

الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّیِّبین وَ لَعْنَةُ اللَّهِ عَلى أَعْدائِهِم أَجْمَعینَ

درباره ى حضرت سیّدالشّهدا- علیه السّلام- و وقایع عاشوراى حسینى، کتاب ها، رساله ها مقتل هاى فراوانى نوشته شده است که هر یک، از زاویه اى خاصّ به غوّاصى در دریاى ژرف معارف امامت، ولایت و نهضت عظیم حسینى پرداخته اند. البته بیشتر آن ها، به روشنگرى ریشه هاى تاریخى و علّت هاى اجتماعى نهضت حسینى، و ذکر وقایع آن دوران اختصاص دارد و کمتر به اسرار معنوى مقتل سیّدالشّهدا- علیه السّلام- و رموز عرفانى این حرکت عظیم و تاریخ ساز عالم بشرى، توجّه شده است.

غرض ما از تدوین این رساله، بررسى پاره اى از اسرار مقتل سیّدالشّهدا- علیه السّلام-، به ویژه دقت در کلمات آن حضرت در طول حرکت از مکه تا کربلا و پاره اى از زیارت هاى وارده درباره ى ایشان است. امید است مطالب کوتاه و ناقص ما، انگیزه اى براى اهل دقّت و نظر، در تحقیق بیشتر درباره ى حقایق معنوى زندگى پیامبران و اولیاى الهى، به ویژه حضرت سیّدالشهدا- علیه السّلام- و نهضت عظیم

فروغ شهادت، ص: ۶

عاشوراى حسینى باشد تا این بُعد تابناک، نورانى و تاریخ ساز کربلا نیز، روشنگر راه شیعیان و دوست داران اهل بیت- علیهم السّلام- گردد.

این کتاب، مشتمل بر سى و یک فصل است. فصل اوّل درباره ى مقام شهید و شهادت از دیدگاه قرآن و سنّت، فصل دوم درباره ى مقام و منزلت نورى پیامبران و اولیا- علیهم السّلام- و فصل هاى بعدى درباره ى معارف و دقایقى است که از قبل از خلقت آن حضرت تا پس از شهادتش به وقوع پیوسته است.

نام این رساله را «فروع شهادت» یا «اسرار مقتل سیّدالشّهدا- علیه السّلام-» نهادیم؛ امید است مورد قبول آن حضرت قرار گیرد، ان شاء اللَّه تعالى.

توجّه به نکاتى ضرورى است که عبارتند از:

  1. چنان که اشاره شد، مقصود از تدوین این رساله، بیان سرگذشت تاریخى و مقتل آن بزرگوار نیست؛ لذا در بیشتر موارد، به اشاره گذشته ایم. خوانندگان محترم براى آگاهى بیشتر، به کتاب هاى تاریخى و مقتل ها مراجعه فرمایند.
  2. با آن که روایات و وقایع تاریخى مورد استناد این کتاب از منابع معتبر برگزیده شده؛ ولى هنگام استناد به معصوم، کاملًا احتیاط نموده و مستقیم و به طور قطع از خود معصوم روایت نکرده ایم. با این حال، اگر در جایى خلاف این طریقه دیده شود، به خاطر روشن بودن مطلب بوده است. هم چنین هنگام معناى کلمات و بیانات، چون کلام، کلام معصوم است، معانى را با احتمال ذکر نموده ایم.
  3. در این کتاب، درصدد ذکر فضایل سیّدالشّهدا- علیه السّلام- از اوّل خلقت نورى و بلکه پیش از آن تا این عالم و عالم آخرت نبوده ایم (اگر چه اشاره اى به آن مى شود)؛ بلکه تنها به معارف مقتل آن بزرگوار و ملحقات آن مى پردازیم.
  4. آن چه در این رساله از کلمات معصومان- علیهم السّلام- ذکر مى شود، برگزیده ى سخنان ایشان است؛ اگر چه همه ى کلماتشان نخبه است. هم چنین در توضیح سخنان برگزیده، اختصار را رعایت نموده ایم؛ لذا خوب است خواننده ى محترم با

فروغ شهادت، ص: ۷

توجّه بیشترى به جملات احادیث نگریسته و از بیان هاى مختصر ما در جاى جاى این کتاب، براى فهم روایات دیگرى که توضیح داده نشده کمک گیرد. بدین منظور در بیشتر موارد، به مطالب گذشته و یا آینده ارجاع داده ایم.

  1. براى سهولت در رجوع به منابع این کتاب، به خصوصیّات کتاب مورد نظر که در «فهرست منابع» آخر کتاب بدان اشاره شده، دقیق توجّه شود.
  2. ریشه ى بیانات و توضیحات این کتاب، حاصل بهره هایى است که نگارنده در طول سى سال معاشرت و مصاحبت نزدیک از سخنان استاد بزرگوار، مرحوم علّامه سیّد محمّدحسین طباطبایى- رضوان اللَّه تعالى علیه-، نویسنده ى تفسیر شریف المیزان به دست آورده است؛ لذا خواننده ى محترم در این سخنان تأمّل نماید تا بسیارى از مشکلات فهم کتاب و سنّت- که حتّى در این کتاب بدان اشاره نشده- حلّ شود.
  3. در پایان، از همه ى دوستانى که در تنظیم، ترجمه، تطبیق مدارک، چاپ و دیگر امور مربوط به این مجموعه، کمک کرده اند، تشکّر مى کنم.

«شکر اللَّه مساعیهم بحق محمّد و اهل بیته الطاهرین- علیهم السّلام-.»

قم- حوزه علمیه

على سعادت پرور

فروغ شهادت، ص: ۹

فصل اوّل:

مقام شهید و فضیلت شهادت

عظمت مقام شهید و شهادت در راه خدا از نظر کتاب و سنّت، روشن تر از آن است که نیازى به توضیح داشته باشد، ولى به لحاظ اهمیّت مسأله، و نیز نتایجى که در فصل هاى آینده بر آن مترتّب است، مختصرى درباره ى آن سخن مى گوییم.

شهادت از دیدگاه قرآن

خداوند در قرآن شریف مى فرماید:

  1. وَ لَئِنْ قُتِلْتُمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَوْ مُتُّمْ لَمَغْفِرَةٌ مِنَ اللَّهِ وَ رَحْمَةٌ خَیْرٌ مِمَّا یَجْمَعُونَ»[۱]

و اگر در راه خدا کشته شوید یا بمیرید، قطعاً آمرزش خدا و رحمت او از [همه ى ] آن چه [آنان ] جمع مى کنند بهتر است.

  1. وَ لَئِنْ مُتُّمْ أَوْ قُتِلْتُمْ لَإِلَى اللَّهِ تُحْشَرُونَ [۲]

و اگر [در راه جهاد] بمیرید یا کشته شوید، قطعاً به سوى خدا گردآورده خواهید شد.

______________________________
(۱). سوره ى آل عمران، آیه ى ۱۵۷٫

(۲). سوره ى آل عمران، آیه ى ۱۵۸٫

فروغ شهادت، ص: ۱۰

  1. وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْیاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ* فَرِحِینَ بِما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ یَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِینَ لَمْ یَلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ أَلَّا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ* یَسْتَبْشِرُونَ بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَ فَضْلٍ وَ أَنَّ اللَّهَ لا یُضِیعُ أَجْرَ الْمُؤْمِنِینَ [۳]

هرگز کسانى را که در راه خدا کشته شده اند، مرده مپندار، بلکه زنده اند که نزد پروردگارشان روزى داده مى شوند. به آن چه خدا از فضل خود به آنان داده است شادمانند، و براى کسانى که از پى ایشانند و هنوز به آنان نپیوسته اند شادى مى کنند که نه بیمى بر ایشان است و نه اندوهگین مى شوند. بر نعمت و فضل خدا و این که خداوند پاداش مؤمنان را تباه نمى گرداند، شادى مى کنند.

  1. وَ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَلَنْ یُضِلَّ أَعْمالَهُمْ* سَیَهْدِیهِمْ وَ یُصْلِحُ بالَهُمْ* وَ یُدْخِلُهُمُ الْجَنَّةَ عَرَّفَها لَهُمْ [۴]

و کسانى که در راه خدا کشته شده اند، هرگز کارهایشان را ضایع نمى کند. به زودى آنان را راه مى نماید و حالشان را نیکو مى گرداند. و در بهشتى که براى آنان وصف کرده، آنان را درمى آورد.

  1. إِنَّ اللَّهَ اشْتَرى مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ یُقاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَیَقْتُلُونَ وَ یُقْتَلُونَ وَعْداً عَلَیْهِ حَقًّا فِی التَّوْراةِ وَ الْإِنْجِیلِ وَ الْقُرْآنِ وَ مَنْ أَوْفى بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَیْعِکُمُ الَّذِی بایَعْتُمْ بِهِ وَ ذلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ [۵]

در حقیقت، خدا از مؤمنان، جان و مالشان را به [بهاى ] این که بهشت براى آنان باشد، خریده است؛ همان کسانى که در راه خدا مى جنگند و مى کُشند و کشته مى شوند. [این ] به عنوان وعده ى حقّى در تورات و انجیل و قرآن بر عهده ى

______________________________
(۱). سوره ى آل عمران، آیات ۱۷۱-/ ۱۶۹٫

(۲). سوره ى محمد، آیات ۶- ۴٫

(۳). سوره ى توبه، آیه ى ۱۱۱٫

فروغ شهادت، ص: ۱۱

اوست. و چه کسى از خدا به عهد خویش وفادارتر است؟ پس به این معامله اى که با او کرده اید شادمان باشید، و این همان کامیابى بزرگ است.

  1. وَ مَنْ یُقاتِلْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَیُقْتَلْ أَوْ یَغْلِبْ فَسَوْفَ نُؤْتِیهِ أَجْراً عَظِیماً[۶]

و هر کس در راه خدا بجنگد و کشته یا پیروز شود، به زودى پاداشى بزرگ به او خواهیم داد.

هر یک از این آیه ها، گوشه اى از عظمت مقام شهادت فى سبیل اللَّه را تبیین مى نماید، مقامى که به تنهایى، حاصل یک عمر مجاهده ى انسان وارسته اى است که خداوند یک جا به شهید عنایت مى فرماید.

آیه ى اوّل، به مقام مغفرت و رحمت الهى نسبت به شهید، آیه ى دوم به حشر الى اللَّهِ او و آیه ى سوم، به حیات معنوى او نزد پروردگار و بهره مندى از رزق خاصّ الهى، فرحناک بودن به عطایاى الهى و دورى از خوف و حزن و بشارت به آن اشاره دارد و نیز در پایان، مژده ى فضل و نعمت الهى به دیگران است.

آیه ى چهارم به گُم نشدن اعمال آن ها و هدایت و اصلاح حال یا شأن ایشان و سرانجام ورود آنان به بهشتِ موعود اشاره دارد.

در آیه ى پنجم، خداوند با وعده ى قطعى، خود را خریدار جان هاى شریف آنان معرفى مى نماید و آن ها را به این معامله ى پرسود، بشارت مى دهد و آن را «فوز عظیم» مى داند.

در آیه ى ششم، اجر عظیم اخروى را براى شهیدان ذکر مى فرماید.

به طور کلى، از مجموع این آیات مى توان استفاده کرد: نعمت هایى که به شهید عطا مى شود، نباید هم چون نعمت هایى باشد که به اشخاص عادى داده مى شود؛ بلکه مراد، نعمت ها و کمالاتى است که تنها نصیب برگزیدگان و خواصّ از بندگان الهى مى شود.

______________________________
(۱). سوره ى نساء، آیه ى ۷۴٫

فروغ شهادت، ص: ۱۲

مقام شهید، از دیدگاه احادیث

روایات نیز با تفصیل بیشترى، مقام شهید را روشن نموده که به بعضى از آن ها اشاره مى شود:

  1. امام صادق- علیه السّلام- به نقل از رسول اللَّه- صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم- مى فرماید:

«أَشْرَفُ الْمَوْتِ قَتْلُ الشَّهادَةِ.»[۷]

با شرافت ترین مرگ ها، کشته شدن به نحو شهادت است.

  1. امام صادق- علیه السّلام- از پدران بزرگوارش- علیهم السّلام- نقل مى کند که پیامبر اکرم- صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم- فرمود:

«فَوْقَ کُلِّ بِرٍّ بِرٌّ حَتّى یُقْتَلَ الرَّجُلُ فِى سَبیلِ اللَّهِ، فَاذا قُتِلَ فِى سَبیلِ اللَّهِ- عزّوجلّ- فَلَیْسَ فَوْقَهُ بِرٌّ …»[۸]

بالاتر از هر نیکى، نیکىِ برترى است تا این که شخص در راه خدا کشته شود. پس هنگامى که در راه خداوند- عزّوجلّ- کشته شد، نیکوکارى اى بالاتر از آن نیست …

  1. از امام رضا- علیه السّلام- از پدران بزرگوارش- علیهم السّلام- از رسول اللَّه- صلّى اللَّه علیه وآله وسلّم- نقل شده که فرمود:

«… أَوَّلُ مَنْ یَدْخُلُ الْجَنَّةَ: شَهیدٌ وَ عَبْدٌ مَمْلُوکٌ …»[۹]

… اوّلین کسى که وارد بهشت مى شود، شهید است و بنده ى مملوکى که …

  1. امام صادق- علیه السّلام- از پدران بزرگوارش- علیهم السّلام- از رسول اللَّه- صلّى اللَّه علیه وآله وسلّم- نقل کرده که آن حضرت فرمود:

«ثَلاثَةٌ یَشْفَعُونَ إِلَى اللَّهِ یَوْمَ القِیامَةِ فَیُشَفِّعُهُمْ: الْأنْبِیاءُ ثُمَّ الْعُلَماءُ ثُمَّ الشُّهَداءُ.»[۱۰]

سه گروه هستند که در روز قیامت شفاعت مى کنند و خدا هم شفاعت آنان را مى پذیرد: پیامبران، سپس عالمان و سپس شهیدان.

______________________________
(۱). بحارالانوار، ج ۱۰۰، ص ۸، روایت ۴٫

(۲). بحارالانوار، ج ۱۰۰، ص ۱۰، روایت ۱۴٫

(۳). بحارالانوار، ج ۱۰۰، ص ۱۱، روایت ۲۱٫

(۴). بحارالانوار، ج ۱۰۰، ص ۱۲، روایت ۲۴٫

فروغ شهادت، ص: ۱۳

  1. از امام صادق- علیه السّلام- نقل شده است که از پیامبر اکرم- صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم- پرسیدند:

«ما بالُ الشَّهیدِ لا یُفْتَنُ فِى قَبْرِهِ؟»

چرا شهید در قبرش، مورد امتحان و ابتلا قرار نمى گیرد؟

فرمود:

«کَفى بِالْبارِقَةِ فَوْقَ رَأسِهِ فِتْنَةً.»[۱۱]

شمشیرِ بالاى سرش [در هنگام شهادت ]، براى امتحان و ابتلاى او کافى است.

  1. امام باقر- علیه السّلام- فرمود: علىّ بن الحسین- علیهماالسّلام- مکرّر مى فرمود که رسول اللَّه- صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم- فرمود:

«ما مِنْ قَطْرَةٍ أَحَبُّ إِلَى اللَّهِ- عزّوجلّ- مِنْ قَطْرَةِ دَمٍ فِى سَبیلِ اللَّهِ.»[۱۲]

هیچ قطره اى براى خداوند- عزّوجلّ-، محبوب تر از قطره ى خونى که در راه خدا [ریخته شود] نیست.

  1. امام صادق- علیه السّلام- فرمود:

«مَنْ قُتِلَ فِى سَبیلِ اللَّهِ لَمْ یُعَرِّفْهُ اللَّهُ شَیْئاً مِنْ سَیِّئاتِهِ.»[۱۳]

هر کس در راه خدا کشته شود، خداوند هیچ کدام از بدى هایش را به او نمى نمایاند.

  1. از امام زین العابدین- علیه السّلام-، از پدران بزرگوارش- علیهم السّلام- نقل از رسول اللَّه- صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم- است که فرمود:

«لِلشَّهیدِ سَبْعُ خِصالٍ مِنَ اللَّه. [إِلَى انْ قالَ عَلَیْهِ السَّلامُ ] وَ السّابِعَةُ انْ یَنْظُرَ فِى وَجْهِ اللَّهِ وَ إِنَّها لَراحَةٌ لِکُلِّ نَبِىٍّ وَ شَهیدٍ.»[۱۴]

خداوند، هفت خصلت به شهید عطا فرموده: [تا این که فرمود] و هفتم آن که:

______________________________
(۱). وسایل الشیعه، ج ۱۱، ص ۶، روایت ۶٫

(۲). وسایل الشیعه، ج ۱۱، ص ۸، روایت ۱۱٫

(۳). وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص ۹، روایت ۲۰٫

(۴). همان.

فروغ شهادت، ص: ۱۴

شهید به وجه خدا مى نگرد و همانا آن، براى هر نبىّ و شهیدى، راحتى [از هر گونه ابتلایى ] است.

در خطبه هاى امامان- علیهم السّلام- نیز از عظمت مقام شهید، سخن به میان آمده است که به برخى از آن ها اشاره مى کنیم:

  1. امیرمؤمنان- علیه السّلام- مى فرماید:

«أَللَّهُمَّ … إِنْ أَظْهَرْتَنا عَلى عَدُوِّنا فَجَنِّبْنَا الْبَغْىَ وَ سَدِّدْنا لِلْحَقِّ وَ إِنْ أَظْهَرْتَهُمْ عَلَیْنا فَارْزُقْنَا الشَّهادَةَ وَ اعْصِمْنا مِنَ الْفِتْنَةِ»[۱۵]

بارالها، … اگر ما را بر دشمن چیره گردانیدى، ما را از ظلم کردن نگهدار و بر حقّ و صواب موفّق فرما و اگر آنان را بر ما غالب گردانیدى، شهادت را روزى ما کن و ما را از ایجاد فتنه، مصون دار.

  1. نیز در جاى دیگرى مى فرماید:

«نَسْأَلُ اللَّهَ مَنازِلَ الشُّهَداءِ وَ مُعایَشَةَ السُّعَداءِ وَ مُرافَقَةَ الْأَنْبِیاءِ.»[۱۶]

از خداوند منازل شهیدان و زندگانى با سعادتمندان و دوستى و مصاحبت با پیامبران را مى خواهیم.

در دعاها نیز از شهید و شهادت تجلیل شده و سخن از تمنّاى شهادت در راه خدا، بسیار است:

  1. در حدیثى آمده است که:

«رَأى صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ رَجُلًا یَدْعُو وَ یَقُولُ: أَللَّهُمَّ إِنّى اسْأَلُکَ خَیْرَ ما تُسْأَلُ فَأَعْطِنى أَفْضَلَ ما تُعْطى. فَقالَ- صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم-: إِنْ اسْتُجیبَ لَکَ اهْریقَ دَمُکَ فِى سَبیلِ اللَّهِ.»[۱۷]

پیامبر اکرم- صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم- مردى را دیدند که دعا مى کند و مى گوید:

______________________________
(۱). نهج البلاغه، خطبه ى ۱۷۱٫

(۲). نهج البلاغه، خطبه ى ۲۳٫

(۳). مستدرک الوسایل، ج ۱۱، ص ۱۳، روایت ۲۱٫

فروغ شهادت، ص: ۱۵

خداوندا، از تو مسألت دارم بهترین چیزى را که درخواست مى شوى، پس با فضیلت ترین عطایاى خود را نصیب من گردان. حضرت- صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم- فرمود: اگر دعایت مستجاب شود، خونت در راه خدا ریخته مى شود.

  1. در دعایى که پس از دو رکعت از نمازهاى شب هاى ماه رمضان خوانده مى شود، آمده است که:

«وَ أَسْأَلُکَ أَنْ تَجْعَلَ وَفاتِى قَتْلًا فِى سَبِیلِکَ مَعَ أَوْلِیائِکَ تَحْتَ رایَةِ نَبِیِّکَ …»[۱۸]

و از تو مسألت دارم که مرگم را شهادت در راه خود، به همراه اولیایت، زیر پرچم پیامبرت [که به دست مهدى- علیه السّلام- به اهتزار در مى آید] قرار دهى.

بلندى مقام شهید در زیارات

در زیارات شهیدان کربلا نیز تعبیراتى است که از مقام و منزلت معنوى شهید حکایت مى کند. برخى از آن ها عبارت است از:

  1. خطاب «سلام» نسبت به شهیدان؛ چنان که در فصل آخر کتاب نیز بیان خواهیم کرد، یکى از معانى سلام- که در زیارت هاى ائمه ى معصوم- علیهم السّلام- وارد است- امنیت مطلق ایشان از ابتلائات عالم بشریت است که با توجه به فطرت توحید، منافات داشته باشد. زائر با این خطاب، ایشان را به همان امنیتى که خداوند در قرآن شریف نسبت به پیامبران گذشته ذکر فرموده، مى خواند؛ و حتى در یکى از زیارت هاى سیّدالشّهدا- علیه السّلام- آمده است:

«أَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَوْمَ وُلِدْتَ وَ یَوْمَ تَمُوتُ وَ یَوْمَ تُبْعَثُ حَیّاً.»[۱۹]

سلام بر تو، روزى که متولد شدى، و روزى که جان مى سپارى، و روزى که زنده مبعوث مى شوى.

______________________________
(۱). اقبال الاعمال، ص ۳۹٫

(۲). کامل الزیارات، ص ۲۲۰٫

فروغ شهادت، ص: ۱۶

و این، همان سلامى است که خداوند نسبت به حضرت یحیى و عیسى- علیهماالسّلام-[۲۰] به طور صریح و نسبت به دیگر پیامبران به اشاره در قرآن شریف ذکر مى نماید.

امنیت مطلق، همان مقام عصمت و استقرار بر فطرت توحیدى و نبودن حجاب میان انسان و فطرت، و خلاصه دوام توجه به حقّ است.

این مقام (استقرار بر فطرت توحیدى از ابتداى خلقت تا پایان آن) هر چند خاصّ اولیاى الهى و معصومان- علیهم السّلام- است؛ ولى مردم عادى (که به سبب گناهان و توجه به عالم طبیعت از فطرت محجوب گشته اند) نیز قابلیّت آن را دارند که با مجاهده و یا از طریق شهادت، به این فوز عظیم نایل شوند؛ چنان که امام زمان- عجّل اللَّه تعالى فرجه الشّریف- در زیارت «ناحیه ى مقدّسه»- که نسبت به شهیدان کربلا صادر شده- نسبت به فرد فرد شهیدان کربلا سلام هاى خاص دارند و در پایان، سلامى عمومى که ظاهراً اشاره به مقام اتّصال همیشگى آنان به حقّ است، آن جا که مى فرماید:

«بَوّأَکُمُ اللَّهُ مُبَوَّأَ الْأَبْرارِ، أَشْهَدُ لَقَدْ کَشَفَ اللَّهُ لَکُمُ الْغِطاءَ وَ مَهَّدَ لَکُمُ الْوِطاءَ وَ أَجْزَلَ لَکُمُ الْعَطاءَ وَ کُنْتُمْ عَنِ الْحَقِّ غَیْرَ بِطاءٍ وَ أَنْتُمْ لَنا فُرَطاءُ وَ نَحْنُ لَکُمْ خُلَطاءُ فِى دارِ الْبَقاءِ وَ السَّلامُ عَلَیْکُمْ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَکاتُهُ.»[۲۱]

خداوند شما را در جایگاه نیکان جاى دهد. گواهى مى دهم که خداوند پرده را براى شما کنار زد و جایگاه آسوده براى شما مهیا نمود و عطاى فراوان به شما بخشید و شما در دفاع از حقّ سستى نورزیدید. شما پیشتاز ما هستید و ما نیز در سراى پاینده، همدم شما خواهیم بود و سلام، رحمت و برکات خدا بر شما.

  1. در زیارت وارث و روز عرفه، نسبت به شهیدان کربلا، تعبیرهاى بلندى

______________________________
(۱). سوره ى مریم، آیات ۱۵ و ۳۳٫

(۲). اقبال الاعمال، ص ۵۷۷؛ بحارالانوار، ج ۴۵، ص ۷۳٫

فروغ شهادت، ص: ۱۷

وجود دارد، آن جا که مى فرماید:

«أَلسَّلامُ عَلَیْکُمْ یا أَوْلِیاءَ اللَّهِ وَ أَحِبّاءَهُ، أَلسَّلامُ عَلَیْکُمْ یا أَصْفِیاءَ اللَّهِ وَ أَوِدّاءَهُ …»[۲۲]

سلام بر شما اى اولیا و دوستان خدا، سلام بر شما اى برگزیدگان و مهرورزان به خدا …

  1. در زیارت سومِ کامل الزیارات نیز نسبت به ایشان چنین آمده است:

«أَلسَّلامُ عَلَیْکُمْ أَیُّهَا الرَّبّانِیُّونَ … أَبْشِرُوا بِمَوْعِدِ اللَّهِ الَّذِى لا خُلْفَ لَهُ، إِنَّهُ لا یُخْلِفُ الْمِیعادَ … أَلْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِى صَدَقَکُمْ وَعْدَهُ وَ أَراکُمْ ما تُحِبُّونَ.»[۲۳]

سلام بر شما اى عارفان به خدا … بشارت باد بر شما به وعده ى الهى که تخلّفى در آن نیست که او به هیچ وجه در وعده ى خود، خلافى نمى کند. [تا این که مى فرماید] سپاس براى خداوندى که بر وعده ى خود به شما وفا کرد و آن چه را که دوست مى داشتید، به شما نمایاند.

  1. در زیارت هجدهم کامل الزیارات مى خوانیم:

«أَنْتُمْ خاصَّةُ اللَّهِ اخْتَصَّکُمُ اللَّهُ لِأَبى عَبْدِ اللَّهِ، أَنْتُمُ الشُّهَداءُ، وَ أَنْتُمُ السُّعَداءُ سُعِدْتُمْ عِنْدَ اللَّهِ وَ فُزْتُمْ بِالدَّرَجاتِ مِنْ جَنّاتٍ لا یَظْعَنُ اهْلُها وَ لا یَهْرُمُونَ وَ رَضُوا بِالْمَقامِ فِى دارِ السَّلامِ مَعَ مَنْ نَصَرْتُمْ. جَزاکُمُ اللَّهُ خَیْراً …»[۲۴]

شما بندگان خاصّ درگاه الهى هستید که شما را براى ابى عبداللَّه- علیه السّلام- برگزید. شمایید شهیدان و شمایید سعادتمندان. نزد خدا سعادت یافتید و به درجاتى از بهشت هایى نایل شدید که اهل آن (به جایى دیگر) کوچ داده نمى شوند و پیر نمى شوند و به استقرار در دارالسّلام با کسى که شما او را یارى کردید (سیّدالشّهدا- علیه السّلام-) راضى مى شوند. خداوند جزاى خیر به شما دهد …

______________________________
(۱). مصباح المتهجّد، ص ۶۶۶؛ اقبال الاعمال، ص ۳۳۴٫

(۲). کامل الزیارات، ص ۲۰۴٫

(۳). کامل الزیارات، ص ۲۴۲٫

فروغ شهادت، ص: ۱۸

تعبیرهایى هم چون «أَنْتُمْ خاصَّةُ اللَّهِ.»، «أَنْتُمُ السُّعَداءُ» و «فُزْتُمْ بِالدَّرَجاتِ مِنْ جَنّاتٍ …» و نیز استقرار در دارالسّلام و در کنار سیّدالشّهدا بودن، همه بیانگر مقام خاصّ شهیدان کربلا است که تنها برگزیدگانى از انسان ها، مشمول گوشه اى از این رحمت خاصّ الهى مى شوند.

فروغ شهادت، ص: ۱۹

فصل دوّم:

مقام نورانیّت پیامبران و اولیا علیهم السلام

ریشه ى تمامى کمالات، منازل و مناصب معنوى پیامبران و اولیا- از جمله سیّدالشّهدا- علیه السّلام–، مقام نورانیّت و ولایت ایشان است؛ بنابراین در این فصل، ابتدا با استفاده از آیات و روایات، مقام نورانیّت پیامبران و اولیا- علیهم السّلام- را تبیین مى کنیم. سپس به بیان چگونگى مقام خلافة اللّهى ایشان و در نتیجه بستگى داشتن اجراى رسالت و امامت به مقام نورانیّت و ولایت مى پردازیم. آن گاه از توجه داشتن همه ى موجودات به مقام نورانیّت، و سرانجام از سرّ اشرف بودن رسول اکرم- صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم- و اهل بیت- علیهم السّلام- او از دیگر پیامبران و اولیاى الهى و برترى شیعیان واقعى ایشان سخن خواهیم گفت.

خلاصه این فصل، به کمالات و مقامات اختصاصى پیامبر اکرم- صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم- و اهل بیت- علیهم السّلام- و شیعیان و تابعین آن بزرگوار مى پردازد.

الف. تبیین مقام نورانیّت

در روایات دو مقام و منزلت براى پیامبران و اولیا- علیهم السّلام- ثابت شده است که یکى در اصطلاح و با الهام از روایات «مقام نورانیّت»؛ و دیگرى «مقام خلقى»- از خلقت تمثّل نورى گرفته تا برزخى و جسمانى- نامیده مى شود.

فروغ شهادت، ص: ۲۰

«مقام نورانیّت»، همان «مقام ولایت» است که جداى از ولایت مطلقه ى کلّیّه ى الهى نیست.

توضیح: بر صاحبان عقل سلیم، اهل تحقیق، عارفان باللَّه و آشنایان به کتاب و سنّت مخفى نیست که پروردگار- چه در این جهان و چه در جهان دیگر- در کنار، و جداى از موجودات نیست؛ بلکه او- سبحانه- با اشیا و محیط به آنان است، چنان که خود مى فرماید:

وَ هُوَ مَعَکُمْ أَیْنَ ما کُنْتُمْ [۲۵]

و هر کجا باشید او با شماست.

و نیز در جاى دیگرى مى فرماید:

أَلا إِنَّهُ بِکُلِّ شَیْ ءٍ مُحِیطٌ[۲۶]

آگاه باش که مسلماً او به هر چیزى احاطه دارد.

مسلّم است که این احاطه ى حقّ سبحانه، احاطه ى واجب مجرّد بر ممکن است؛ نه به نحو احاطه ى شى ء مادّى اى بر مادّى دیگر که صِرف احاطه ى ظاهرى باشد؛ بلکه بر جزء جزء هستى مخلوقات احاطه دارد و چیزى نیست که لفظ شى ء بر آن اطلاق شود و حضرت حقّ بر آن احاطه نداشته باشد. هر چند در عوالم مادّى، نمى توان مثال کاملى براى این سنخ احاطه بیان کرد، ولى براى تقریب به ذهن، مى توان از احاطه ى آب دریا به امواج نام برد.

در دعاى کمیل مى خوانیم:

«وَ بِأَسْمائِکَ الَّتِى غَلَبَتْ أَرْکانَ کُلِّ شَىْ ءٍ … وَ بِنُورِ وَجْهِکَ الَّذِى أَضاءَ لَهُ کُلُّ شَىْ ءٍ.»[۲۷]

و به اسم هایت که بر پایه هاى هر چیزى چیره گردیده است … و به فروغ رویت که همه چیز را روشن گردانیده است.

______________________________
(۱). سوره ى حدید، آیه ى ۴٫

(۲). سوره ى فصّلت، آیه ى ۵۴٫

(۳). اقبال الاعمال، ص ۷۰۷؛ مصباح المتهجّد، ص ۷۷۵٫

فروغ شهادت، ص: ۲۱

و با بیان مختصر، که عقل و نقل بر آن شاهد است، هر جا مخلوقى اعمّ از مادّى و مجرّد؛ ذى شعور و غیر ذى شعور؛ ارضى و سماوى باشد، خداوند قبل از او و بعد از او (البته از دیدگاه رتبه) و با اوست. ما این معنا را «مقام نورانیت» و «ولایت مطلقه ى کلّیه ى الهى» نام مى گذاریم که این تسمیه از آیه ى نور و حدیث نورانیّت و آیات و احادیث دیگرى- که به مناسبت، برخى از آن ها ذکر خواهد شد، استفاده شده است.

بنابراین، شناخت مقام نورانیّتِ موجودات و احاطه ى حضرت حقّ بر آنان، همان شناخت حضرت حقّ، اسما و صفات اوست (که وجهه ى ملکوتى آن هاست)؛ چنان که پس از آن که اراده ى حقّ تعلّق گرفت، عالم ملکوت (اسما و صفات) موجودات را به ابراهیم- علیه السّلام- بنمایاند:

وَ کَذلِکَ نُرِی إِبْراهِیمَ مَلَکُوتَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ لِیَکُونَ مِنَ الْمُوقِنِینَ [۲۸]

و این گونه، ملکوت آسمان ها و زمین را به ابراهیم نمایاندیم تا از جمله یقین کنندگان باشد.

حضرت ابراهیم- علیه السّلام- پس از روى برگرداندن از صورت خلقى و ملکى ستاره و ماه و خورشید، و غروب کردن آن ها فرمود:

لا أُحِبُّ الْآفِلِینَ [۲۹]

غروب کنندگان را دوست ندارم.

و سپس، متوجّه عالم امرى و ملکوتى (اسما و صفات) موجودات شد و ندا سر داد که:

إِنِّی وَجَّهْتُ وَجْهِیَ لِلَّذِی فَطَرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ حَنِیفاً وَ ما أَنَا مِنَ الْمُشْرِکِینَ [۳۰]

______________________________
(۱). سوره ى انعام، آیه ى ۷۵٫

(۲). سوره ى انعام، آیه ى ۷۶٫

(۳). سوره ى انعام، آیه ى ۷۹٫

فروغ شهادت، ص: ۲۲

من از روى اخلاص، پاکدلانه روى خود را به سوى کسى گردانیدم که آسمان ها و زمین را پدید آورده است؛ و من از مشرکان نیستم.

و چون تجلّى حقّ در هر موجودى به میزان سعه و ضیق ظرفیّت وجودى اوست، لذا شناخت مقام نورانیّتِ کامل ترین اولیاى الهى، اکملِ مراتب شناخت حضرت حقّ شمرده مى شود که در حدیث نورانیّت، به «دین خالص» و «حقیقت توحید» تعبیر شده است.

در آن حدیث، حضرت على- علیه السّلام- در پاسخ سلمان و اباذر- رضوان اللَّه علیهما- درباره ى معرفت آن بزرگوار به نورانیّت مى فرماید:

«مَعرِفَتِى بِالنُّورانِیَّةِ مَعْرِفَةُ اللَّهِ- عزّوجلّ- وَ مَعْرِفَةُ اللَّهِ- عزّوجلّ- مَعْرِفَتِى بِالنُّورانِیَّةِ وَ هُوَ الدّینُ الْخالِصُ …»[۳۱]

هر کس مرا به نورانیّت بشناسد، خداوند- عزّوجلّ- را شناخته است، و هر کس خداوند- عزّوجلّ- را بشناسد، مرا به نورانیّت شناخته است و این، همان دین خالص است …

بنابراین حدیث، درک حقیقت دین جز به آشنایى مقام نورانیّت امیرمؤمنان- علیه السّلام- میسّر نیست. نیز با توجّه به این که تفاوتى در این جهت، بین پیامبر اکرم- صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم-، امیر مؤمنان و دیگر ائمه- علیهم السّلام- نمى باشد، پس معرفت به مقام نورانیّت اولیاى الهى، همان شناخت حضرت حقّ است؛ چنان که حضرت در همان حدیث نورانیّت مى فرماید:

«أَوَّلُنا مُحَمَّدٌ وَ آخِرُنا مُحَمَّدُ وَ أَوْسَطُنا مُحَمَّدٌ وَ کُلُّنا مُحَمَّدٌ فَلا تُفَرِّقُوا بَیْنَنا.»[۳۲]

اوّل ما محمّد، و آخر ما محمّد، و وسط ما محمّد است و همه ى ما محمّدیم، پس میان ما فرق نگذارید.

______________________________
(۱). بحارالانوار، ج ۲۶، ص ۱، روایت ۱٫

(۲). بحارالانوار، ج ۲۶، ص ۶، روایت ۱٫

فروغ شهادت، ص: ۲۳

و نیز مى فرماید:

«کُنْتُ أَنَا وَ مُحَمَّدٌ نُوراً واحِداً مِنْ نُورِ اللَّهِ- عزّوجلّ-.»[۳۳]

من و محمّد، نورى واحد از نور خداوند- عزّوجلّ- بودیم.

تا آن جا که مى فرماید:

«فَمِنْها قالَ رَسُولُ اللَّهِ- صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم-: عَلِىٌّ مِنّى وَ أَنَا مِنْ عَلِىٍّ …»[۳۴]

از این جا است که رسول اللَّه- صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم- فرمود: على از من، و من از على هستم …

و نیز کلام رسول اکرم- صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم- که خطاب به على- علیه السّلام- فرمود:

«أَنَا وَ أَنْتَ مِنْ شَجَرَةٍ واحِدَةٍ، أَنْتَ مِنِّى وَ أَنَا مِنْکَ.»[۳۵]

من و تو از یک درخت هستیم، تو از منى و من از تو هستم.

هم چنین درباره ى امام حسین- علیه السّلام- فرمود:

«حُسَیْنٌ مِنّى وَ أَنَا مِنْ حُسَیْنٍ.»[۳۶]

حسین از من، و من از حسین هستم.

و درباره ى حضرت فاطمه ى زهرا- علیهاالسّلام- فرمود:

«یا عَلِىٌّ، أَما عَلِمْتَ أَنَّ فاطِمَةَ بَضْعَةٌ مِنّى وَ أَنَا مِنْها.»[۳۷]

اى على، مگر نمى دانى که فاطمه پاره ى تن من است و من از اویم.

خلاصه، شناخت مقام نورانیّت اولیاى الهى، همان شناخت حقیقى حضرت حقّ است و برعکس، شناخت حضرت حقّ، همان شناخت مقام نورانیّت آن ها

______________________________
(۱). بحارالانوار، ج ۲۶، ص ۳، روایت ۱٫

(۲). بحارالانوار، ج ۲۶، ص ۳، روایت ۱٫

(۳). بحارالانوار، ج ۲۶، ص ۳۴۹، روایت ۲۳٫ امّا جمله ى مشهور دعاى ندبه: «أَنَا وَ عَلِىٌّ مِنْ شَجَرَةٍ واحِدَةٍ وَ سائِرُ النَّاسِ مِنْ شَجَرٍ شَتَّى .»؛ (من و على از یک درخت هستیم و دیگر مردم از درخت هاى گوناگون هستند.) اقبال الاعمال، ص ۲۹۶٫ گویا به اعتبار ذیل آن، به طینت آن بزرگواران اشاره داشته باشد. در بحارالانوار، ج ۱۵، ص ۲۰ نیز روایات مشابهى وجود دارد.

(۴). کامل الزیارات، باب ۱۴، ص ۵۲، روایت ۱۱٫

(۵). بحارالانوار، ج ۴۳، ص ۲۰۲٫

فروغ شهادت، ص: ۲۴

است و اختصاصى به امیرمؤمنان- علیه السّلام- ندارد. و این، همان دین خالص و فطرى و حقیقت توحید است که امام على- علیه السّلام- در ادامه ى حدیث نورانیّت به آن اشاره کرده و مى فرماید:

«… وَ هُوَ الدِّینِ الْخالِصُ الَّذِى قالَ اللَّهُ تَعالى : وَ ما أُمِرُوا إِلَّا لِیَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ حُنَفاءَ وَ یُقِیمُوا الصَّلاةَ وَ یُؤْتُوا الزَّکاةَ وَ ذلِکَ دِینُ الْقَیِّمَةِ[۳۸][۳۹]

… و آن، همان دین خالصى است که خداوند متعال درباره ى آن مى فرماید: «و فرمان نیافته بودند جز این که خدا را بپرستند، و در حالى که به توحید گراییده اند، دین [خود] را براى او خالص گردانند، و نماز برپا دارند و زکات بدهند؛ و دین [ثابت و] پایدار همین است.»

دین قیِّم، همان دین فطرى است؛ چنان که خداوند در قرآن به آن اشاره کرده و مى فرماید:

فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ حَنِیفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْها لا تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِکَ الدِّینُ الْقَیِّمُ وَ لکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لا یَعْلَمُونَ [۴۰]

پس روى خود را با گرایش تمام به حقّ، به سوى این دین کن، با همان سرشتى که خدا مردم را بر آن سرشته است. آفرینش خداى تغییرپذیر نیست. این است همان دین پایدار، ولى بیشتر مردم نمى دانند.

هم چنین دین حنیف در بعضى از روایات به «ولایت»[۴۱]، و در بعضى دیگر به:

«لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ وَ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ- صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم- وَ عَلِىٌّ أَمیرُالْمُؤمِنینَ- علیه السّلام- إِلى ههُنَا التَّوحیدُ.»[۴۲]

______________________________
(۱). سوره ى بیّنه، آیه ى ۵٫

(۲). بحارالانوار، ج ۲۶، ص ۵، روایت ۱٫

(۳). سوره ى روم، آیه ى ۳۰٫

(۴). بحارالانوار، ج ۳، ص ۲۷۷، روایت ۲٫

(۵). بحارالانوار، ج ۳، ص ۲۷۷، روایت ۳٫

فروغ شهادت، ص: ۲۵

معبودى جز خداوند نیست و محمّد- صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم- رسول خداست و على- علیه السّلام- امیرمؤمنان است، تا این جا جزء توحید است.

و در برخى دیگر به «معرفت»[۴۳] و یا «توحید»[۴۴] و غیره [۴۵] تفسیر شده است.

ب. مقام نورانیّت؛ پایه ى مقام خلافت، و اساس نبوّت و رسالت و وصایت

هر چند مقام نورانیّت، با همه ى موجودات و محیط بر همه ى آن ها است؛ ولى بهره ى هر موجودى از آن مقام، به مقدار سعه و ضیق ظرفیت و رتبه ى وجودى اوست؛ یعنى هر مقدار ظرفیّت و سعه ى مظهریّت آن وجود بیشتر باشد، از مقام نورانیّت الهى، بهره ى افزون ترى مى برد؛ چنان که خداوند مى فرماید:

وَ إِنْ مِنْ شَیْ ءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ [۴۶]

و هیچ چیز نیست مگر آن که گنجینه هاى آن نزد ماست، و ما آن را جز به اندازه اى معین، فرو نمى فرستیم.

انسان که خلیفة اللَّه و مظهر کامل ترین تجلّیات حقّ است، مى تواند در مرتبه اى قرار گیرد که به حساب سعه ى ظرفیّت وجودى، به طور کامل، از آن منزلت نورانیّت بهره مند شود، به شرط آن که هیچ حجابى میان او و منزلت نورانیّت وى- از جهت قذرات طینت، و یا توجّه به عالم طبیعت- حاصل نشده باشد؛ وگرنه میزان بهره مندى اش از آن مقام، به حساب غلظت و رقّت حجاب است.

انبیا و اوصیا- علیهم السّلام-، چون هرگز حجابى بین آن ها و فطرت شان نبوده و نخواهد بود- البتّه با تفاوتى که بین رسول اکرم- صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم- و ائمّه ى اطهار- علیهم السّلام- با دیگر انبیا و اوصیا- علیهم السّلام- است- لذا همیشه از منبع نور و مقام نورانیّت حقّ سبحانه بهره مند هستند، و از این نظر مى توانند به اذن خدا و با حفظ

______________________________
(۱). بحارالانوار، ج ۳، ص ۲۷۷، روایات ۴، ۵ و ۶٫

(۲). بحارالانوار، ج ۳، ص ۲۷۹، روایت ۱۱٫

(۳). ر. ک: بحارالانوار، ج ۲۶، ص ۲۷۶، باب ۱۱٫

(۴). سوره ى حجر، آیه ى ۲۱٫

فروغ شهادت، ص: ۲۶

جنبه ى عبودیّت و بندگى و فقر، مانند حقّ سبحانه، علم و آگاهى داشته باشند که این، همان مقام خلیفة اللّهى است؛ چنان که در دعاى رجبیّه که از ناحیه ى مقدّسه صادر شده، آمده است:

«لا فَرْقَ بَیْنَکَ وَ بَیْنَها إِلّا أَنَّهُمْ عِبادُکَ وَ خَلْقُکَ.»[۴۷]

و هیچ فرقى میان تو و آنان نیست جز آن که آنان، بنده و آفریده ى تواند.

نیز حضرت على- علیه السّلام- در قسمتى از حدیث نورانیّت، مى فرماید:

«إِعْلَمْ یا أَباذَرٍّ، أَنَا عَبْدُاللَّهِ- عزّوجلّ- وَ خَلیفَتُهُ عَلىَ عِبادِهِ، لاتَجْعَلُونا أَرْباباً وَ قُولُوا فِى فَضْلِنا ما شِئْتُمْ فَانَّکُمْ لاتَبْلُغُونَ کُنْهَ مَا فینَا وَ لا نِهایَتَهُ، فَإِنَّ اللَّهَ- عزّوجلّ- قَدْ أَعْطانا اکْبَرَ وَ أَعْظَمَ مِمّا یَصِفُهُ واصِفُکُمْ أَوْ یَخْطُرُ عَلى قَلْبِ أَحَدِکُمْ، فَإِذا عَرَفْتُمُونا هَکَذا فَأَنْتُمُ الْمُؤْمِنُونَ.»[۴۸]

اى اباذر، بدان من بنده ى خداوند- عزّوجلّ- و خلیفه و جانشین او بر بندگان هستم.

ما را خدا نشمارید و در فضیلت ما هر چه خواستید بگویید؛ زیرا شما، به کنه و منتهاى آن چه در ما است [کمالات ما] نمى رسید؛ و خداوند- عزّوجلّ- به ما بزرگ تر و بالاتر از آن چه شما توصیف مى کنید و یا بر قلب شما خطور مى کند، عطا فرموده است. شما اگر ما را این چنین شناختید، مؤمنان [واقعى ] هستید.

با این بیان، روشن مى شود که چگونه انبیا و اوصیا- علیهم السّلام- با توجّه و اتّکا به منزلت نورانیّت، نبوّت و رسالت و وصایت خود را آشکار مى نمایند. نیز معلوم مى شود که چگونه صدور معجزه و کرامت و امور خارق العاده، مبتنى بر این مقام است.

ج. توجه موجودات به مقام نورانیّت حضرت حقّ

در این باره نیز مى توان گفت: تمامى موجودات، واجد مقام نورانیّت و جنبه ى

______________________________

برچسب: نویسنده: بهراد زمانی تاريخ: پنجشنبه 28 مرداد 1400 ساعت: 13:21

صفحه بندی